بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص).

کتاب تغییر اجتماعی و نوگرایی

تغییر اجتماعی و نوگرایی

فهرست

تغییر اجتماعی و نوگرایی

فهرست

 دیباچه

تحولات و تغييرات اجتماعی پديده‌اي است که همواره با بشريت همراه و همنشين بوده و دگرگونی جوامع به‌‌عنوان یکی از مهم‌‌ترین پدیده‌های اجتماعی، پیوسته مورد مطالعۀ اندیشمندان و نظریه‌‌پردازان مختلف بوده است. از جمله اهداف اساسی این گونه مطالعات، بررسی روند و سمت‌‌وسوی این تغییرات بوده است. در این میان بررسی تغییرات نگرش‌های افراد به‌‌عنوان یکی از مهم‌‌ترین عوامل تعیین‌‌کنندۀ جهت‌‌گیری رفتار افراد و در نتیجه تأثیرگذار بر سمت‌‌وسوی تحولات و دگرگونی‌های جامعه، مورد توجه فراوانی قرار گرفته است.

از آن‌‌روز که «پویایی» به‌‌عنوان یکی از مهم‌‌ترین جنبه‌های جوامع انسانی شناخته شد، مطالعۀ دگرگونی و تغییر و تحول اجتماعی، همواره موضوع مورد‌‌علاقۀ گروه‌ها و نهادهای مختلف بوده است. از یک‌‌سو دولتمردان برای برنامه‌ریزی‌ها و اتخاذ تصمیمات متناسب با تغییرات و تحولات اجتماعی به چنین بررسی‌هایی نیاز داشته و دارند و از سوی دیگر دانشمندان و نظریه‌‌پردازان مختلف با انگیزه‌های آکادمیک و علمی در راستای شناخت قانونمندی‌های پیچیدۀ اجتماعی به این مطالعات روی آوردند. مي‌توان گفت يكي از تهديدات احساس و ادراك‌‌شدۀ مشترك در ميان تمامي نظام‌هاي سياسي- اجتماعي موجود در سراسر جهان به‌‌هم‌‌ريختگي، اغتشاش، تغييرات سريع و تحولات عميق در حوزۀ فرهنگ و اجتماع است. علاوه بر اين از موضع سنت‌هاي جامعه‌شناختي و علوم اجتماعي نيز تحولات اجتماعی از حوزه‌هاي مورد علاقه و قابل‌‌توجه پژوهشگران و نظريه‌پردازان بوده است و اين مهم با طرح و پردازش تئوري‌هاي متعدد از سوي نظريه‌پردازان كلاسيك و معاصر علوم اجتماعي و نيز محققان و پژوهشگران اين حوزه همراه بوده و انبوه تحقيقات و پيمايش‌هاي صورت‌‌گرفته حاكي از اهميت اين موضوع است.

بنابراين بايد گفت رهگيري و پيگيري مستمر تحولات و تغييرات ارزشي و فرهنگي، به طور اجمالي، حوزۀ علاقۀ مشترك نظريه‌پردازان و محققان از يك سو و رهبران و نخبگان و سياست‌گذاران بوده است. شايد مهم‌ترين علت اتخاذ چنين رويكردي به سبب اهميت‌يابي روزافزون جامعۀ شبکه‌‌ای و ارتباط مستقيم آن با زندگي روزمره، ملموس و مشهود‌‌بودن تغييرات رخ‌‌داده و نيز حساسيت اين تغييرات در نسبت آن با ارزش‌هاي اساسي مردم هر جامعه است كه سريعاً موج نگراني‌ها را دامن مي‌زند؛ چراکه تاريخ زندگي بشر با تغيير عجين بوده است. اين تغييرات در عرصه‌‌هاي مختلف فرهنگي اجتماعي- سياسي سرنوشت متفاوتي را نسبت به گذشته براي او رقم زده است. روند اين تغييرات در برهه‌هاي زماني مختلف آنقدر سريع بوده كه به قبض و بسط چشم‌‌گير سطوح مختلف زندگي افراد انجاميده. در دورانی انقلاب صنعتي، در دوران ديگر انقلاب اطلاعاتي و در عصر حاضر جهاني‌‌شدن شهرنشيني فزاينده، توسعۀ فناوري ارتباطات گسترش رسانه‌هاي پرمخاطب به‌‌ويژه در فضاي مجازي، پيشرفت دانش در حوزه‌هاي مختلف علوم طبيعي و انساني،‌ تنوعات روزافزون كالاها و خدمات در كنار گوناگوني روش‌هاي عرضه، بیماری‌‌های همه‌‌گیری مانند سارس، ابولا و از همه پیچیده‌‌تر بیماری اخیر کرونا، از جمله تحولاتي است كه ساختارهاي اجتماعي را دست‌‌خوش تغييرات جدي ساخته است.
در چنين شرايطي جامعه‌‌شناسان در کنار دست‌اندركاران و صاحب‌نظران فرهنگي با در نظر‌‌داشتن پيچيدگي امر فرهنگ، تنوع الگوهاي فرهنگي-اجتماعی و جايگزيني آن‌‌ها، موضوع بررسي تغييرات اجتماعی را با تأكيد بر جهت و پتانسيل تغيير و ظرفيت‌هاي موجود در دستور كار خود قرار مي دهند و بر اين مهم واقفند كه اين تغييرات به سبب گسترۀ دامنۀ نفوذ، پيامدهاي گوناگون بلندمدتي را بر زندگي افراد مي‌گذارد. از سوي ديگر سياست‌گذاران در جهت برنامه‌ريزي هماهنگ با منابع و تقاضاهاي موجود، مطالعات تغييرات اجتماعی را دنبال كرده، به كمك نخبگان و كارشناسان مربوطه در‌‌صدد يافتن قواعد و شيوه‌هايي در روند تغييرات مذكور مي‌باشند. اين مهم علاوه بر كمك به تدوين سياست‌ها و برنامه‌هاي منطبق با شرايط موجود بر آينده نيز پرتو تابانده، بعضاً در پيش‌بيني تغييرات آتي به ياري مسئولان و محققان ذي‌ربط خواهد آمد. در عين حال تغييرات فرهنگي و اجتماعی به مثابۀ امري ملموس و عيني گوياي حيات جامعۀ بشري است چرا كه با نشان‌‌دادن تصميمات، رفتارها و سبك زندگي اتخاذ‌‌شده از سوي آنان قدرت جامعه را در پذيرش فراگيري، درونی‌‌سازي، بازسازي، برون‌فكني و … الگوهاي سبك زندگي محرز مي‌سازد.
با وجود این و علي‌رغم مجموعه حساسيت‌هايي كه رهبران، استراتژيست‌ها و محققان علوم اجتماعي نسبت به تحولات فرهنگي دارند مقطع زماني فعلي ابهامات و خلأهاي جدي در بررسي و مطالعۀ اين حوزه وجود دارد و سؤالات بي‌پاسخ فراواني كماكان به چشم مي‌خورد؛ به نحوي كه مجموعه تلاش‌هاي موجود را ناقص نشان مي‌دهد. به عبارتي حجم انبوه تأملات و بررسي‌هاي صورت‌‌گرفته كمتر امكان ارائۀ يك چارچوب مشخص و درك جامع و دقيق از تحولات موجود را به دست مي‌دهد و بنابراين نمي‌تواند مبنا و پايه‌اي روشن براي اتخاذ سياست‌ها، طرح‌ريزي‌هاي كلان و برنامه‌ريزي‌هاي اساسي قرار گيرد.

اين ابهام و خلأ به ويژه آنگاه كه با حساسيت‌ها و عصبيت‌هاي ايدئولوژيك و برداشت‌هاي افراطي توأم شود مشكلات را دو‌‌چندان نموده و ارتباط سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي با واقعيات موجود و جاري در جامعه را كمتر و شكاف اين دو را عميق‌تر مي‌سازد. به نظر مي‌رسد براي فهم عميق‌تر و دقيق‌تر تغييرات اجتماعی نخست باید تحولات اجتماعی را در دو سطح دنبال كرد. اول در سطح فردي؛ جزء‌‌گرایانه، خرد، سلولي يا ميكرو‌‌ارگانيك. به دليل آنكه تغييرات در نهايت و به لحاظ اصولي بايد در سطح خرد رخ دهد و موجب تغييرات رفتارها، ارزش‌ها، گرايش‌‌ها، سبك زندگي و اعتقادات شود. دوم در سطح ساختاري، كلان،کل‌‌‌گرایانه و آرمانی. زيرا تغييرات اجتماعی به طور مستقيم متغيرهاي كلان و شرايط كلي جامعه را تحت‌‌تأثير قرار مي‌دهد و اين شرايط خود، نمادها و نشانه‌هايي از تحولات اجتماعی به شمار مي‌آيد.

بنابراين بررسي تغييرات در هر دو سطح و تلفيق نتايج آن‌‌ها ضروري مي‌نمايد و بايستي در ماهيت تغييرات تأمل كرد. اينكه تحولات و روند رخ داده (يا در‌‌حال رخ‌‌دادن) چه نسبتي و چه ارتباطي با اهداف، آرمان‌ها و ايده‌آل‌ها از يك سو و سياست‌گذاري‌هاي كلان نظام اجتماعي، اهداف توسعه‌اي و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي از سوی دیگر دارد؟ آيا تحولات تأثير منفي و كاهنده بر توسعه و حفظ نظام ارزشي دارد يا اينكه موجب قوام و ثبات نظام اجتماعي مي‌شود و يا اينكه امكان هيچ‌گونه نسبت‌‌سنجي وجود ندارد. همچنين در بررسي‌هاي عميق‌تر بايد به جزیيات اين تغييرات، انواع و حوزه‌هاي آن در ارتباط با نظام ارزشي و اهداف همت گماشت. آنچه در اينجا حائز اهميت است «جهت تغييرات اجتماعی» است كه در تناسب با اهداف و برنامه‌هاي كلان بايد تدقیق شود.

پاسخ دقيق به اين دسته سؤالات است كه مي‌تواند مبيّن ميزان نگراني‌هاي موجود باشد، چرا كه هر چه فاصله ميان اين دو بيشتر باشد حساسيت‌ها و نگراني‌هاي بيشتري قابل طرح و پی‌‌جویی است. نكتۀ سوم دربارۀ ميزان واقعي/ غيرواقعي‌‌بودن تغييرات است. بايد دانست كه چه ميزان از تغييرات واقعاً و عيني رخ داده و چقدر از اين تحولات واقعاً رخ نداده بلكه «احساس تغيير» ايجاد شده است. اين احساس و جهت‌گيري غيرواقعي مي‌تواند براي مردم، مديران ارشد و يا حتي پژوهشگران به وجود آيد و هر كدام در جاي خود مهم و قابل بررسي‌اند. اما نمي‌توان اين احساس «تغيير» را به واقعيت عيني تحميل كرد. به عبارتي صرف احساس تغييرات در ميان عموم شهروندان و نيز درك نگران‌‌كنندۀ عمومي از آن‌‌ها، في‌نفسه، نمي‌تواند حاكي از بروز تغييرات واقعي باشد و بايستي ميان اين دو موضوع (احساس تغييرات و تغييرات واقعي) تفكيك قائل شد. نكتۀ چهارم به «سرعت تغييرات، روند و شتاب آن» مربوط مي‌شود. بسياري از تغييرات عميق اگر در طول زمان و به‌‌تدريج رخ دهد كمتر موجب طرح نگراني مي‌شود.

در عوض تغييرات سريع اما سطحي به نحو كاذبي دغدغۀ خاطرها را توليد و تشديد مي‌كند و اين هر دو برداشت‌ ارائۀ تحليل‌هاي دوراز‌‌واقع را موجب مي‌شود. از يك سو نبايد در قاعدۀ حيات قورباغه‌اي قرار گرفت كه تغييرات بطئي را درك نمي‌كند و اين سو‌‌ء ادراك حتي منجر به انقراض احتمالي جامعه مي‌شود (قورباغه در درون ظرف آبي كه به تدريج جوش مي‌آيد عكس‌العملي نشان نمي‌دهد حتي اگر منجر به مرگ وي شود) از سوي ديگر نبايد خود را در قاعدۀ مرگ دايناسوري قرار داد به صورتي كه درك و برداشت بسيار نقطه‌اي از تحولات داشت و تاب تحمل هيچ‌گونه تغييرات را نداشت (مشهور است كه دايناسورها به علت عدم امكان انطباق خود با تغييرات محيطي منقرض شده‌اند چون امكان سازگاري با شرايط پيراموني جديد را نداشتند). بنابراين بايد درك روشني از سرعت تغييرات داشت و حجم و سرعت آن را دقيقاً و در طول زمان اندازه گرفت. اهميت اين نكته به‌‌ويژه در آن است كه گاهي وزن و شتاب تغييرات از نفس تغيير مهم‌تر است. جامعه در پاره‌اي اوقات تاب تحمل تغييرات تدريجي و آهسته را دارد چون خود را با تغييرات محيطي و هنجاري هماهنگ مي‌سازد. بر اين مبنا دوره‌شناسي تغييرات و مطالعات كرنولوژيك در حوزۀ تغييرات اجتماعی يك ضرورت روش‌شناختي محسوب مي‌شود.
مجموعه پیش‌‌رو تحت عنوان «تغییر اجتماعی و نوگرایی» که به همت انتشارات اندیشه احسان منتشر شده شامل مجموعه‌‌ای ارزشمند از مقالات متفکران این حوزه است که می‌‌تواند ضمن گسترش ادبیات جدیدی از موضوع مورد بحث، به روشن‌‌شدن فضای حاکم بر این ادبیات کمک کند.

فصل اول – مدرنیته و جنبش‌هاي اجتماعی

فصل دوم – مدرنیته و نابرابری

فصل سوم – مدرنیته و تغييرات كلي ساختاري و فرهنگی

فصل چهارم – زمینه‌‌های تحولی

فصل پنجم – زمینه‌‌های بين المللی و جهانی