بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌مانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی‌ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی(ص).

طرح جامع استقلال موسسات ورزشی کشور

طرح جامع استقلال موسسات ورزشی کشور

فهرست

طرح جامع استقلال موسسات ورزشی کشور

فهرست

مقدمه:

مسلماً یکی از وظایف بخش عمومی ایجاد بستری برای اوقات فراغت مردم بالاخص جوانان با رویکرد علاقمندی‌های جامعه و ایجاد رفاه عمومی می‌باشد. باشگاه‌داری در ایران قدمتی قریب ۸۰ سال دارد پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی نقش باشگاه‌ها در زمینه ایفای مسئولیت‌های اجتماعی بسیار پررنگ شد.
به گونه‌ای که تیم‌های ورزشی باشگاه‌ها به عنوان یکی از قطب‌های مهم حتی در ورزش کارگری رنگ و شکل جدیدی را به خود یافتند. برخی از تیم‌ها با حمایت صنایع بزرگی (که البته با برند آنها فعالیت می‌نمودند) موفق شدند خود را از تلاطم‌های روزگار و نوسانات اقتصاد حفظ کنند. اما متاسفانه باشگاه‌های زیادی که در مقاطعی برترین تیم‌های ورزشی ایران را داشتند، قادر به حفظ شرایط نبودند باشگاه‌های پاس (با سابقه قهرمانی آسیا) نفت تهران، بهمن، راه آهن بسیاری باشگاه‌های دیگر متاسفانه در این گروه قراردارند.

طرح استقلال موسسات ورزشی

برخی باشگاه‌ها علی‌رغم آنکه پرافتخارترین تیم بـاشگاهی رشته والیبال در آسیـا را دارند(موسسه‌فرهنگی‌ورزشی‌پیکان)، اما متاسفانه حال و روز خوبی ندارند. رویکرد طرح، «ارتقاء غرور ملی به همراه ایجاد توأمان دستاوردهای مالی برای باشگاه‌ها و مردم» هنگام صرف اوقات فراغت  می‌باشد. اهداف طرح حاضر حصول به درآمد پایدار برای باشگاه‌ها، مردمی سازی و بهره‌مندی مردم از منافع اقتصاد ورزش، کاهش هزینه‌های دولت، عدم حذف تیم‌های باشگاهی میهن اسلامی از مسابقات قهرمانی آسیا و البته تمرکز زدائی از باشگاه‌ها برای سوء استفاده‌های  اقتصادی و سیاسی می‌باشد.

در صورت توفیق انتخاب بعنوان وکیل مردم در مجلس، بنا دارم مواردی مانند “اقتصاد پایدار ورزش، مدیریت باشگاه‌ها، ایفای مسئولیت‌‌های‌اجتماعی، مردمی‌سازی اقتصاد ورزشی(ایجاد موقعیت بهره‌برداری از منافع مالی برای هواداران) و بسیاری موارد دیگر را که اکنون دغدغه جامعه است ، در قالب طرحی برای «مدیریت باشگاه‌داری» به مجلس محترم ارائه نمایم.

مرور اجمالي بر نحوه‌ی باشگاه داری اروپا:

مدل تعاونی:

عموماً باشگاه‌داری در اسپانیا بصورت تعاونی مدیریت می‌شود. از دهها سال قبل بهترین تیم های باشگاهی اسپانيا مانند “بارسلونا ، رئال مادرید ، اوساسونا و اتلتیکو بیلبائو” هر چند به‌صورت انجمن ثبت‌ شدند اما مالکیت و اداره آنها به صورت تعاونی انجام می‌شود.رئال مادرید به هواداران رئال تعلق دارد که رییس باشگاه را هم انتخاب می‌کنند. در این باشگاه‌ها (رئال، بارسا و…) رییس باشگاه نمی‌تواند پول خودش را در باشگاه سرمایه‌گذاری کند بلکه فقط می‌تواند آنچه را که باشگاه درمی‌آورد خرج کند.

با این حال رئال مادرید و بارسلونا پردرآمدترین باشگاه‌های فوتبال جهان‌اند. این درآمد بیشتر از محل فروش اقلام هواداری مانند پیراهن، فروش حقوق تلویزیونی، فروش حقوق اسپانسرینگ و درآمدهای روز مسابقه مانند فروش بلیت استادیوم حاصل می‌شود. بر خلاف شرکت‌های سهامی، امکان خرید سهام این باشگاه‌ها وجود ندارد بلکه تنها می‌توان در آنها عضو شد. اعضای رئال مادرید که به آنها «سوسیوس» می‌گویند، یک مجمع را تشکیل می‌دهند که بالاترین مرجع حاکم باشگاه محسوب می‌شود.

 

مالکیت خصوصی:

بصورت کلی ساختار باشگاه‌داری در انگلستان خصوصی است. مالکیت باشگاه‌های انگلستان تقریباً مدلی از شرکتهای سهامی در ایران است. و خرید بلوک بزرگ این سهام به منزله مالکیت باشگاه می‌باشد. در این کشور غالباً سهام به افراد ثروتمند تعلق دارد و خریداران سهام با تملک سهم باشگاه‌ها ضمن اعمال مالکیت نظرات خود را در هیئ ت‌مدیره به سهامداران خُرد دیکته می‌نمایند. البته در بیشتر موارد خریداران اهل انگلستان هم نیستند و انتقال مالکیت سهام باشگاه ممکن است برای شرکت‌های بزرگ خارجی یا بصورت شخصی(برای فرد خارجی) صورت پذیرد.

 

مدل ترکیبی:

در ابتدا باشگاه‌ها در آلمان به شکل سازمان‌های غیرانتفاعی اداره می‌شدند و مالکیت خصوصی ممکن نبود در اکتبر ۱۹۹۸ قانون «۱+۵۰» بندی از مقررات سازمان لیگ آلمان شد با این امید که راه را برای ورود سرمایه به باشگاه‌های این کشور (که نیاز مبرمی به سرمایه‌گذاری در بازسازی زیرساخت‌های خود داشتند)، باز کند، اما «۱+۵۰» این اجازه را به باشگاه‌ها داد تا به صورت شرکت‌های سهامی محدود اداره شوند. با این حال آلمانی‌ها باز هم یک گام محتاط‌تر از بقیه بودند و با قانون «۱+۵۰» طوری سازوکار را تعریف کردند که باشگاه همچنان ۵۰ درصد به علاوه یک سهم خود را در اختیار داشته باشد و هیچ گاه یک سرمایه‌گذار نتواند سهام‌دار عمده یا تصمیم گیر اصلی) باشگاه شود. بدین ترتیب اکثریت حق رای نیز همچنان دراحتیار اعضای باشگاه می‌ماند و استدلال ان هم این بود که باشگاه‌های فوتبال با یک بنگاه صرفاً اقتصادی متفاوت‌ هستند و نباید گرفتار سفته‌بازی شوند و شور و شوق ورزشی بالاتر از هر منفعت اقتصادی است.


منتقدین «۱+۵۰» معتقد بودند این قانون با واقعیات فوتبال سازگار نیست. چون بیشتر باشگاه‌های دسته 1و دسته 2 بوندس‌لیگا و حتی لیگ سه چند سال پیش حرفه‌ای شده‌اند و بایرن مونیخ خیلی وقت است که با درآمدسالانه‌ ۵۲۸ میلیون یورو (مانند یک بنگاه اقتصادی) اداره می‌شود و این قانون دست و پای مدیران را برای جذب سرمایه‌گذار و منابع مالی اضافه می‌بندد.
سازمان لیگ آلمان برای رفع برخی محدودیت‌ها استثنائاتی قائل شد. ابتدا برای بنگاه‌های اقتصادی‌ای که دست‌کم برای ۲۰ سال «بی‌وقفه» از باشگاهی حمایت مالی کرده‌اند. کمپانی‌هایی که این قانون شامل‌شان شد، دو شرکت بزرگ «فولکس‌واگن» و «بایر» بودند که با این تبصره دست‌شان در اداره دو باشگاه ولفسبورگ و بایرلورکوزن بازتر شد.

پدیده ردبول:

در پی ظهور تیم لایپزیگ که ۴۹ درصد سهام‌اش به کمپانی ردبول تعلق دارد با وقوع «پدیده ردبول» اثربخشی این قانون («۱+۵۰») ، زیر سوال رفت. یک موضوع هنوز در فوتبال آلمان لاینحل باقی مانده و آن حداقل سهامی است که یک سرمایه‌گذاری در چندین باشگاه می‌تواند داشته باشد. سوال این جاست که آیا یک سرمایه‌گذار می‌تواند در چند باشگاه سهم داشته باشد؟ اگر می‌تواند، به چه میزان؟ این موضوع حالا با صعود تیم اینگولشتات به دسته اول اهمیت بیشتری پیدا کرده است. چون حدود ۲۰ درصد سهام این باشگاه متعلق به کمپانی خودروساز آئودی است. آئودی در عین حال ۸ درصد سهام باشگاه بایرن مونیخ را نیز در اختیار دارد. با وجود همه این استثناها، سازمان لیگ فوتبال آلمان همواره به حفظ قانون «۱+۵۰» پایبند بوده و از آن را حفظ کرده است.

نتیجه گیری:

در اروپا ركن‌اصلي ساختارسازي باشگاهی ، چه در مدل تعاونیِ برخي باشگاه‌هاي اسپانیایی یا مالکیت‌خصوصی (باشگاه‌داری انگلستان) يا راهکار بینابینی آلمان، این است كه ساختار می‌باید در خدمت توسعه باشگاه باشد و هنگام بی‌ثباتی‌‌هاي اقتصادي باشگاه حتي‌المقدور از ریسک ها دور بماند. با توجه به اتفاقات مالکیت باشگاه چلسی(تزریق ثروت آبراموویچ به چلسی) که توانستند با سرمربی‌گری مورینیو و خرید بازیکنان بین‌المللی به موفقیت‌های زیادی(پنج قهرمانی در لیگ برتر انگلستان، دو قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا و پنج قهرمانی جام حذفی انگلستان) برسند اما به بهانه جنگ روسیه دولت انگلستان دارایی‌های رومن آبراموویچ، میلیاردر روس و مالک باشگاه چلسی را توقیف کرد و باشگاه دچار تلاطم های بسیاری شد که هنوز از آن خارج نشده است.

در همه‌پرسي‌های انجام شده منجمله همه‌پرسي کنفدراسیون شرکت‌های تعاونی بریتانیا ، 56% هواداران بر این عقیده بودند که باشگاه داري به شکل تعاونی بازدهي بهتری دارد.به گفته دیو بویل که آن تحقیق را انجام داد، باشگاه بارسلونا بهترین نمونه آن است که چگونه یک باشگاه فوتبال می‌تواند به صورت تعاونی اداره شود و در عین حال موفق هم باشد.البته به گفته بسياري از كارشناسان در این باره باشگاه بارسلونا در حال حاضر بهترین نمونه باشگاه‌داری(در زمان طولانی) مي‌باشد.

رویکرد طرح با توجه به اینکه “باشگاه‌هایی که به صورت تعاونی اداره مي شوند بدليل توزیع گسترده سهام بین سهامداران در بی‌ثباتی‌های اقتصادی كمتر دچار ريسك مي شوند” مدل توزیع مالکیت  از طریق تعاونی سهامی عام بین هواداران(بعنوان مالکین اصلی باشگاه‌ها) با حفظ چابکی ساختار و تمامی توانمندی‌های باشگاه می‌باشد.

قالب مالکیت باشگاه :

تعاوني‌سهامی عام

طرح حاضر با بررسی انواع شرکت‌های قابل ثبت در ایران، بهترین نوع و نحوه‌ی مالکیت باشگاه‌ها را قالب تعاوني‌سهامی عام تشخیص داد. برخی مزاياي این نوع شرکت بورسی (سايت وزارت تعاون) عبارتند از:
• بیست درصد حمایت بیشتر از سایر بخش های اقتصادی
• امکان حضور در تمامی عرصه های اقتصادی از جمله بانکداری و بیمه(مانند بیمه‌های ورزشی و…)
• عدم وجود محدودیت در جذب سرمایه خارجی
• انعطاف و تنوع در شیوه های افزایش سرمایه و توزیع سهام
• امکان حضور در بورس و استفاده از مزایای بازار سرمایه
• بهره گیری از روش های تامین مالی جدید
• تامین بخشی از سرمایه از طریق پذیره نویسی عمومی
• اعمال رای براساس میزان سهم
• معافیت مالیاتی

تبديل باشگاه به یك شركت بورسی:

• امكان تبادل سهام بین هواداران
• رشد قیمت سهم
• ارائه «كارت هواداری»
• بهره‌مندی از ابزارهای مالی تعریف شده بازار بورس برای تأمین مالی(بکارگیری مربیان حرفه‌ای وخرید بازیکن، ساخت ورزشگاه‌ها و اماکن ورزشی)
• امکان سرمایه‌گذاری خارجی برای ساخت ورزشگاه‌ها و اماکن ورزشی
را به همراه دارد. اکنون بسیاری از باشگاه‌های ورزشی کشور دارای امکانات سخت افزاري و دارائی‌هاي ارزشمندي مي باشند که حضور آنها در بورس را تسهیل می‌نماید.
اگر بپذیریم که بزرگترين مزيت باشگاههای استقلال و پرسپوليس نسبت به دیگر باشگاه‌های کشور، وجود كثير هواداران این دو تيم مي‌باشد و به همین دلیل ارزش‌گذاری دو تيم استقلال و پرسپوليس به قیمت چند ده هزار ميليارد تومان، به دليل کثرت هوادار است و نه اموال دو باشگاه. در نهايت وجود “هوادار سبب ساز بقاء و احياء باشگاه‌ها” خواهد بود. لذا چنانچه سهامدار باشگاه بداند كه:
«هواداری و تشويق تيم محبوب خود موجب رشد قيمت سهم می‌شود و منافع مادی را برای وی در پي دارد، با جان و دل در مسابقات حضور مي يابد»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *